سلام نمی دونم چند نفرتون کتاب "شازده کوچولو " رو خوندین اما خیلی زیباست ( البته به نظر من و خیلی از دوستان ) اینبار فقط یه لینک می دم مربوط به کتاب شازده کوچولو ترجمه احمد شاملو . و یه خواهش کوچولو هم دارم : بیاین از اطرافیانمون خواهش کنیم ما رو اهلی کنن . در ضمن همین جا از همه ی اونایی هم که تا به حال منو اهلی کردن ممنونم . واقعا ممنونم و از همه ی دوستان دیگر نیز خواهش می کنم منو اهلی کنن . http://www.shamlou.org/thelittleprince/text/thelittleprince.html در طی این چند روز تنها در مورد یک چیز فکر می کردم ... می دانی چه ؟ حدس بزن . . . . . . . ..... در طول این روزها به این فکر می کردم که چرا ما تنها به مشکلات نگاه می کنیم ؟ چرا همیشه با خدا از مشکلاتمان حرف می زنیم ؟ چرا به جای گلایه از این ها به موقعیت های خوب پیش آمده نگاهی نمی کنیم و به خاطر آنها شکرگذار نیستیم ؟ لازم نیست زمان زیادی را به عقب بازگردیم ... تنها یک سال ... کافیست یک سال به عقب بازگردیم . من خودم را می گویم ... در طول سال گذشته باران رحمت خداوند بارها تنم را غسل داده ... من بارها متولد شده ام با اینکه شب هایی نیز از شدت استیصال کاری بجز انتظار طلوع فردا نداشته ام ... اما خورشید طلوع می کند و شب همیشه پایدار نیست ... اما در کنار نیمه خالی لیوان زندگی نیمه پر آن همیشه پابرجاست ... اما با اینکه یک روی زندگی سیاه است روی سپیدی هم هست که بتوان به آن پناه برد ... و هزاران امای دیگر ........ بیایید به خاطر همه چیز شکرگذار باشیم . حتی کوچکترین چیزها . خداوندا تو را شکر . تو را شکربه خاطر اینکه دوستانی دارم که هرگاه آنها را می بینم لبخند می زنم و آنها نیز به من لبخند می زنند ... خداوندا تو را شکر که می توانم لبخندی را هر اندازه کوچک بر لبان دوستانم بنشانم ... خداوندا تو را شکر که هنوز هم توانایی انجام این کار را دارم ... خدایا تو را شکر که هستی . من هستم و او نیز هست ... تا من و او تبدیل به ما گردد ... و نیاید آن روزی که این ما دوباره تبدیل به من گردد ... خدایا تو را شکر ... تو را شکر ... تو را شکر خداوند ... خداوند ... او از ما فقط یک قلب مهربان می خواهد ... هیچوقت دنبال کسی نباش که بتوانی با او زندگی کنی ... همیشه دنبال کسی باش که نتوانی بدون او زندگی کنی ... خداوند را گواه می گیرم که بجز پدر و مادرم و خواهرانم ................. تنها سه کس هستند که نمی توانم بدون آنها زندگی کنم .............. ولی نمی دانم چرا یکی از آنها از من دلسرد شده است ..................... اگر اشتباهی کرده ام ... مرا ببخش ... به خاطر او که دوستش داری ... به خاطر خدایی که آن بالا نشسته و مارا نظاره می کند .................... ببخش ... ببخش ... ببخش 

نوشته شده در شنبه 29 بهمن1384ساعت
13:43 توسط محمد جواد | |
نوشته شده در شنبه 22 بهمن1384ساعت
23:41 توسط محمد جواد | |
خداوند ...
نوشته شده در سه شنبه 11 بهمن1384ساعت
12:11 توسط محمد جواد | |
یکی از عزیزترین کسانم به من گفت :
نوشته شده در یکشنبه 2 بهمن1384ساعت
13:6 توسط محمد جواد | |

