تبليغاتX
یک نقطه
یک نقطه

سلام

با عرض معذرت از همه ی دوستان من تا چند هفته نمی توانم بنویسم .

انشا الله همگی عید خوبی را در پیش رو داشته باشید .

 

نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند1384ساعت 19:38 توسط محمد جواد | |
 

سلام

شده یه وقتایی توی کارات گیر کنی . . . ندونی کدوم یکی رو اول انجام بدی . . . یعنی توی اولویت بندی اونا به مشکل بخوری . . . یا بعضی شبا از شدت درموندگی ندونی چکار کنی . . . بری چنبره بزنی روی تختت و توی افکار درهم خودت غرق بشی . . . خوابت ببره وقتی هم که بیدار شی ببینی به هیچکدوم از کارایی که می خواستی انجام بدی نرسیدی . . .

توی این مدت چند بار اینجوری شدم . . . همیشه امیرعباس می گفت : استرس پیدا می کنی اما نمی دونی برای چی . اما من قبول نداشتم ولی حالا بعضی وقتا دچارش میشم . . .

ولی مطمئنم باز هم کسانی هستن . . . فرشته هایی هستن که بشه با حضورشون نور رو به خونه آورد . . . و از همه مهمتر یه خدایی اون بالا نشسته که همیشه ما رو نگاه می کنه . . .

 با اینکه خداوند برای ما کافیست اما از شما می خوام که برام دعا کنین یا اگه تونستین راهنماییم کنین چون خداوند همیشه کمک هاشو از طریق واسطه هاش به ما می رسونه . . . . . . . . .

با یادش و در پناهش

نوشته شده در دوشنبه 15 اسفند1384ساعت 10:27 توسط محمد جواد | |

 

. . .

چیزهایی راجع به زندگی هست که می خواهم با تو در میان بگذارم

به اندازه کافی قوی باش تا هر روز با دنیا روبرو شوی

و به اندازه کافی ضعیف باش تا بدانی که نمی توانی همه کارها را به تنهایی انجام دهی ...

در برابر کسانی که به کمت نیازمندند سخاوتمند باش

و در برابر نیازهای خود صرفه جو ...

به قدر کافی عاقل باش تا بدانی که همه چیز را نمی دانی

 و به اندازه کافی نادان باش تا معجزه را باور کنی ...

اولین کسی باش که به رقیب پیروزت تبریک می گویی

و آخرین نفری باش که از دوست شکست خورده ات انتقاد می کنی ...

به هدف نهائیت اطمینان داشته باش وقتی که راه را به اشتباه می روی

 

بالاتر از همه ی اینها

خودت باش و به این که خوشبختی ایمان داشته باش

و هرگز  ...  هرگز  ...  هرگز ریسمان امید را رها مکن   . . . . . . . . . . . . . . .

نوشته شده در دوشنبه 8 اسفند1384ساعت 17:35 توسط محمد جواد | |
 

 

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان ره نیاندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

                                            .  .  .  .  .  .

نوشته شده در شنبه 6 اسفند1384ساعت 12:2 توسط محمد جواد | |
 

 

نمی دونم چرا نشونش نداد . فعلا نمی تونم چیزی بنویسم ... تا بعد

در پناه حضرت دوست

نوشته شده در سه شنبه 2 اسفند1384ساعت 18:11 توسط محمد جواد | |