تبليغاتX
یک نقطه
یک نقطه

 

. . .

می خواهم از این زمانه بگریزم

به جای که هیچ ترسی نباشد

. . .

برای گرفتن دستانت

برای در آغوش کشیدنت

برای دیدنت

برای بوسیدنت

برای . . .

حتی برای دوست داشتنت

. . .

بیا با هم بگریزیم

به جستجوی ناکجا آباد

جایی که تنها ما باشیم و او که همیشه با ماست

. . .

نوشته شده در یکشنبه 23 اردیبهشت1386ساعت 14:24 توسط محمد جواد | |
. . .

بر من ببخشائید

بر عهد خویش نبودم

زندگی گاهی فرصتها را از آدمی می گیرد

دوباره خواهم نگاشت با یاری او

طلوع نزدیک است

یا حق

. . .

نوشته شده در شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 22:1 توسط محمد جواد | |