. . . گاه افکار آنچنان آدمی را در هم می پیچند که گذشت زمان را درک نمی کنی و خود را آنچنان گرفتار می پنداری که از همه چیز و همه کس گریزانی و آنچنان خسته ای که گویی از بام تا شام دویده ای . این احوال من در دو هفته ایست که از امتحانات گذشته است . البته سعیم بر آن بوده که بیکار نباشم . طراحی چند پروژه تبلیغاتی ، مطالعاتی در زمینه هنر ، معماری و . . . کارهایی بوده اند که در این دو هفته تعدادی از آنها به سرانجام رسیده اند و تعدادی در حال انجامند . امیدوارم بتوانم تعدادی از کارهای خود را که شامل کارهای کلاسی و آکادمیک می باشد در این گاه قرار دهم تا از نظرات شما بهره مند گردم . و بیش از آن امیدوارم کوتاهی این مدت را بر من ببخشائید . به جان دوست که غم ، پرده بر شما ندرد گـر اعتمــــاد بر الطاف کارســــــــــاز کنـــید یا حق
- با توام که دوباره با قدرت آغاز کرده ای ، من متاسفم برای خویش که توانم به آن حد نیست که از این عطش رو به سوختن تو بکاهد و از این بابت از تو شرمسارم . این برای توست که گفتی : دوباره با قدرت آغاز کرده ام . امیدوارم این آغازت پایان یابد . - این نقاشی در ترم ۲ کشیده شده است . تصویری از خود من .

نوشته شده در چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت
8:59 توسط محمد جواد | |


