یک نقطه
برای خود چای درست کرده ام ، گوشهایم پر از شعر و موسیقی است . " من بنده آن دمم که ساقی گوید . . . یک جام دگر بگیر و من نتوانم " اما . . . جامهای من پی در پی است ، مست مست گشته ام .. ای عجب مگر چای هم مانند باده است . . . تا بحال دیده ای کسی از چای مست گردد ؟ خوب . . . بیا و تماشا کن مرا . . . آنچنان مستم که گر بیایی در برابرت به رقص در خواهم آمد . . . ولی حیف که عشق صدای فاصله هاست . . . . . . . . .
تنهایم ، تنها ، هیچکس جز من در خانه نیست . . .
نوشته شده در جمعه 22 اردیبهشت1385ساعت
7:28 توسط محمد جواد | |


