تبليغاتX
یک نقطه - خدایا شکر ...
یک نقطه

 

در طی این چند روز تنها در مورد یک چیز فکر می کردم ... می دانی چه ؟ حدس بزن . . . . . . . .....

در طول این روزها به این فکر می کردم که چرا ما تنها به مشکلات نگاه می کنیم ؟ چرا همیشه با خدا از مشکلاتمان حرف می زنیم ؟ چرا به جای گلایه از این ها به موقعیت های خوب پیش آمده نگاهی نمی کنیم و به خاطر آنها شکرگذار نیستیم ؟

لازم نیست زمان زیادی را به عقب بازگردیم ... تنها یک سال ... کافیست یک سال به عقب بازگردیم .

من خودم را می گویم ... در طول سال گذشته باران رحمت خداوند بارها تنم را غسل داده ... من بارها متولد شده ام با اینکه شب هایی نیز از شدت استیصال کاری بجز انتظار طلوع فردا نداشته ام ... اما خورشید طلوع می کند و شب همیشه پایدار نیست ... اما در کنار نیمه خالی لیوان زندگی نیمه پر آن همیشه پابرجاست ... اما با اینکه یک روی زندگی سیاه است روی سپیدی هم هست که بتوان به آن پناه برد ... و هزاران امای دیگر ........

بیایید به خاطر همه چیز شکرگذار باشیم . حتی کوچکترین چیزها .

خداوندا تو را شکر . تو را شکربه خاطر اینکه دوستانی دارم که هرگاه آنها را می بینم لبخند می زنم و آنها نیز به من لبخند می زنند ... خداوندا تو را شکر که می توانم لبخندی را هر اندازه کوچک بر لبان دوستانم بنشانم ... خداوندا تو را شکر که هنوز هم توانایی انجام این کار را دارم ...

خدایا تو را شکر که هستی . من هستم و او نیز هست ... تا من و او تبدیل به ما گردد ... و نیاید آن روزی که این ما دوباره تبدیل به من گردد ...

خدایا تو را شکر ... تو را شکر ... تو را شکر

نوشته شده در شنبه 22 بهمن1384ساعت 23:41 توسط محمد جواد | |