تبليغاتX
یک نقطه - . . . در انبوه تنهایی
یک نقطه

 

. . .

امتحانات به پایان رسید و من هنوز هم درگیر آنها . فردا عازم مشهد هستم برای تحویل کارها

به جناب استاد ،که بزرگواری کرد و برای انجام آن مهلتی ده روزه مقرر کرد .

اکثر دوستان عازم شهر و دیار خود شده اند و تا چند روز دیگر در این شهر تنها خواهم ماند ، تنهایی

هم خود نعمتیست .

اگر فرصتی دست دهد مسافرت هایی در پیش خواهم داشت ، اوضاع پایتخت آشفته است و من

بیقرار دوستان   . . .

نمی دانم اما در ابتدای تابستان احساس پاییز دارم

به امید فردا های روشن

. . .

یا حق


ای دل ساده بکش درد که حقت این است

از زمانه بشو دلســــرد که حقت این است

هر چه گفتم مشو عاشق نشنیدی ، حالا

همچو پاییــــز بشو زرد که حقت این است

دیدی آخر دم مردانــــــــــــــــه بجز لاف نبود

بکش از مردم نامـــــــرد که حقت این است

آنچه بر عاشــــــــــق دلخسته روا دانستی

فلک آخر ســـــــرت آورد که حقت این است

 

نوشته شده در شنبه 6 تیر1388ساعت 23:47 توسط محمد جواد | |